X
تبلیغات
!جـــوش شیــریــن!
یه چیزایی از و درباره علی درستکار
سلام؛ به یاری خدا این شب های 93 ازاولین سه شنبه ماه رجب هر سه شنبه از شبکه یک پخش می شه؛ در مناسبت ها هم بیش تر از هفته ای یکی تا ماه مبارک رمضان که انشاالله هرشب خدمت می رسیم؛ موضوعاتمون آسیب های اجتماعی و کج رفتاری هامون خواهد بود و برنامه با حضورعالمانی از حوزه های علوم غیر دین هم خواهد بود؛ امید دارم این بحث ها به شایستگی تقدیم بشه و به خوبی مفید بیافته.

ضمنا به یاری خدا از این پنج شنبه روی شبکه چهار هم برنامه جدیدی خواهم داشت با نام دانه؛ این برنامه هرهفته نوددقیقه و با دوگفت و گو تقدیم می شه؛ یک گفت و گوی سی دقیقه ای با موضوع نقد نظام آموزش عالی کشور با حضور اعضای هیات علمی دانش گاه ها و مسوولان و مدیران و بحث دوم در بخش دوم برنامه شصت دقیقه گفت و گویی است با حضور یکی از دانش مندان برجسته کشور در یک علم که ما را وارد دنیای آن علم میکنه؛ این برنامه و این بخش با هدف سردرآوردن از اسرار خلقت و بزرگی خداوانسان است که امیدوارم بپسندید؛ هرپنج شنبه ساعت 20وسی شبکه چهار برنامه دانه و هرسه شنبه پس از سریال این شب ها از شبکه یک خدمتتون خواهم بود.

مخلص شما - علی درستکار

+ نوشته شده در  سه شنبه دوم اردیبهشت 1393ساعت 17:26  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام؛سال روز ميلاد جان بخش بانوى بزرگ دو عالم و نمونه حتمى فرزندى، همسرى و مادرى مباركتان؛ اين عيد - به ويژه- بر بانوان حقيقت دوست خجسته باد!
عيدانه، دو نقل از حضرت ايشان و نيز از حضرت امام باقر (عليهماالسلام) را خيلى دوست دارم، تقديم مى كنم:
١- اگر سخن از نقره باشد، سكوت از طلاست!
٢- خداوند با چيزى بالاتر از تسبيحات حضرت زهرا (عليهاالسلام) ستوده نشده است!

پ.ن.:
تسبيحات حضرت ايشان ٣٤الله اكبر٣٣الحمدلله و ٣٣ سبحان الله - با همين ارقام و به همين ترتيب- است و توصيه شده است كه پس از هر نماز و نيز هنگام خواب بگوييم.

مخلص شمام
+ نوشته شده در  یکشنبه سی و یکم فروردین 1393ساعت 8:33  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 


سلام؛ به توصيه ياورى فهيم، شعرسرآغاز ارتباطم با شما در سال نو راحذف كردم؛ اميد كه پسندتون باشه!
+ نوشته شده در  یکشنبه هفدهم فروردین 1393ساعت 15:13  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
اى خداى بخشش و بهار
دست هايم را به تو مى سپارم
         سبز و سخى شان كن!

تا رويش دوباره شاخه هاى دعا
دلم را به تو مى سپارم
درياى مهربانى اش كن تا موج خيز عشق 
اى خداى خالق بهار!
اى تمام لطف رويش و بارش
بهارم را به تو مى سپارم
                   بارورش كن
غم هايم را به تو مى سپارم
به بادها بسپار
ببرند تادرّه هاى فراموشى ...
اى خداى شوق و شيدايى!
شادي هايم را به تو مى سپارم 
قسمت كن ميان قلب هاى غمگين
ببخش به غربت لب هاى دور از لب خند ...!
اى اوج آرزوهاى من!
رؤياهايم را به تو مى سپارم 
رنگ خدايى شان بزن
زيباترين رنگ
او خداى باران ها!
كويرتشنه ى جانم را به تو مى سپارم
سيراب كن از زلال رحمت و عفو و كرم ات

دراين بهارى كه روشن ترين نشانه ى توست
مرا به من 
مرا به خودت بازگردان يا مقلب القلوب و الابصار!
****
دست هايم را به تو مى سپارم
تا رويش دوباره دعا
+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و یکم اسفند 1392ساعت 17:37  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام.. ازشخصيت دكترآشناپرسيده بوديدمى گويم كه صادق و راستين است ترديدنكنيد؛برداشت هاى ماازرفتارهاووقاطع نبايدهميشه همان باشدكه فورى به ذهن مى آيد!..عزيزى روحانى بابت موضوعى ازمن عذرخواهى كرده اندكه مى گويم بزرگى آموختيدوممنونتان هستم! بعضى مرادعوت به بحث درباره موضوعاتى وباعالمانى كرده ايدكه مى گويم چشم وممنونتان براى اين همه اعتناى صادق؛تدريجاً عمل مى كنم ان شاالله؛بعضى هم درخواست هايى شخصى وفردى داريدكه مى گويم چشم اگرامكان داشته باشم،اجابت مى كنم.

اين سه شنبه درآخرين برنامه اين شب هاى ٩٢ محضراستادفاطمى نياخواهم بودوبا محوريت طرزوطورنگاه به ولى نعمتمان امام زمان عليه السلام به سمت تحويل سال مى رويم ان شاالله تعالى؛ سال آينده هنوز تدبيرنكرده ام كه چه كنم؛بگذاريدشرايط رابررسيم!

پيش پيش مناسبت هاى غمين مانندفاطميه شريف راومناسبت هاى لطيف مانندنوروزقديم راگرامى مى دارم وتكريم مى كنم وازعمق جان بى ارجم براى همه همه همه شماكه مى شناسم ونه ودوستم داريدونه،تمناى عزت ونيك روزى دردنيامى كنم وفهمى درست وبالنده رااستدعامى كنم:

يامقلب القلوب والابصار

يامدبرالليل والنهار

يامحول الحول والاحوال

حول حالناالى أحسن الحال

كوچك شمام

+ نوشته شده در  یکشنبه هجدهم اسفند 1392ساعت 10:59  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
به تماشا بيا بهار!
بيا كه شكوه رُستن را از «بهار جاودان» بياموزى!

اين جا سخن از فصل رحمت است
از آن محبت زلال كه بوسه زد به زخم دست هاى پينه بسته اى؛

اين جا سخن از بهانه شيرين خلقت است!

به تماشا بيا بهار!
به تماشاى جلوه هاى يار
بيا به نام نامى گل سرخ
بيا ببين كه هفت آسمان
 به قدقامت سرو ناز ما
 به خاك جلال اش جبين زدند
و آب و آفتاب
    جرعه نوش جام جميل مهر او شدند!

به تماشا بيا بهار!
به تماشاى دست هاى يار
   كه خورشيد و ماه را به فروغ رسالت اش جواب كرد
و از آن پس
   تمام آفتاب ها در آسمان دست هاى او شكفت
در آن سپيده اى كه ظلمت هزار بت
  در آفتاب طلعتش شكست!

به تماشا بيا بهار!
بيا كه شكوه رستن را
از بهار جاودان بياموزى!
+ نوشته شده در  چهارشنبه چهاردهم اسفند 1392ساعت 23:47  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام ان شاالله اين سه شنبه شب اول شب حدوداى٨ونيم وآخرشب حدوداى١١و٢٠دقيقه خدمت مى رسيم؛ ان شاالله خدمت استادفاطمى نياهم مى رسم وسعى مى كنم نگاهى به جمال پيامبربزرگ خداوندكنيم وعرض ادبى به وجودمقدس حضرت ولى الله الاعظم؛ طبيعى است ازمهرباران استادصدرى هم بهره خواهيم برد...نگاه هاونظرهاتونم مثل هميشه مزيدعزت وثروتمون خواهدبود؛والحمدلله ابداً.

مخلص همگى شما

+ نوشته شده در  شنبه دهم اسفند 1392ساعت 23:11  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام؛ معروف است كه مى گوييم: پول، پول مى آورد! اما لابد رد نمى كنيد كه: هرچيز، خودش را مى آورد؛ فقر هم فقر را؛ خشم هم خشم را؛ مهر هم مهر را؛ خميازه هم خميازه را؛ البته اين كه هر خلق و خو و هر رفتار، چه طور و چه قدر مثل خود را مى آورد، بحث و فضاى مفصلى مى خواهد كه فرومى گذارم اما مهم اين است كه يك مدخل و مبدأ مهم براى ايجاد خيلى از خوبى ها و امحاء خيلى از بدى هايى كه نداريم و داريم اين است كه شروع كنيم به اجرا و عمل و نشر خوب ها و خوبى ها و محو بدها و بدى ها؛ البته هم نشر و هم محو، طرز و طورها و حد و مرزها و آداب خود را دارد كه بايد دانست و آموخت، پيش از آن كه دست به كار شد؛ اگر مهربانى و نوع دوستى. و انصاف و دردمندى و نگاه بالنده و فهم درست مى طلبيم، بى ترديد بايد از خود شروع كنيم و بى مهابا و بى اعتنا و بل كه در كمال صلابت اعمال و اجرا كنيم تا جريانى از خيرات راه افتاد و بده بستانى از آن رخ دهد؛ جوش شيرينى هاى قديم و دقيق نظرات حاوى ناسزا را از ياد نبرده اند و قطعا پاسخ و برخورد جوش را كه به شيرينى بود نفراموشيده اند؛ تجربه هاى شخصى خود را هم به يادداريد؛ چه خوبى هايى كه در برابر بدى ها نشد و چه خوبى ها كه پديد نياورد و چه بخشى از آن كه ادامه نيافته!... شروع، ادامه است: به كوه آواز خوش ده تا خوش آيد؛ فرموده اند: أحسِنْ مَن أساءَ إليك: به كسى كه به تو بد مى كند، خوبى كن!... دشوار است و زمان بر و پرهزينه اما نتيجه بخش است!


سعادت دو دنيا، ثروت جاودانتان

+ نوشته شده در  شنبه سوم اسفند 1392ساعت 8:55  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
امشب تمام واژه هاى شريف
صف بسته اند به شوق ستايش تو

امشب پرنده هاى نگاه
با بال هاى خيس
در آبى اجابت تو لانه مى كنند

امشب تلاوت عشق
تا بارگاه رحمت تو راه مى كشد

باز كن در ِ نيايش را
   بس كه ناگفته ها دارم!

امشب با تمام ترسم از آتش
در هياهوى آرزوى بهشت

اما من تو را براى تو مى خواهم
       براى حرير عشقى كه اين همه زخم را بپوشاند!

امشب شوق عاشقى دارم
  بسته و خسته و دل شكسته دنيا
     پاى در خاك ام
     چشم اما به آسمان دارم!

امشبى كه بى قرار توام
خود بيافزا به اشتياق دلم

بازكن در ِ نيايش را
بس كه ناگفته ها دارم!
+ نوشته شده در  پنجشنبه یکم اسفند 1392ساعت 1:50  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام-ان شاالله امشب با حاج آقا سيدمهدى طباطبايى حرف مى زنم؛ امشب هم اين موضوع را دنبال مى كنم كه نمره ما از نگاه پيامبر اعظم خدا چند و غلط هايمان كدام است؛ سرى به هر وادى مى زنم ان شاالله و سعى مى كنم حرف هايى صريح و مفيد بگوييم. قاعدتاً از مهربانى هاى ادبى سركار صدرى هم بى بهره نبايد بمانيم.... از همه ريزنگاه هاى شما پيوسته متشكرم.

عزت دو دنيا سرمايه جاويدانتان باد

+ نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم بهمن 1392ساعت 15:41  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
رو كرده ام به تو اى اميد صبحدم!
پشت سر هيچ نيست جز سياهى تمنا از غير!
پيشِ رو تويى اى تمام روشنى!
***
پيش از اين هيچ شب زده اى پشت اين در بى آفتاب نمانده است
هيچ دلشكسته اى تهى دست از اين در باز نگشته است
هيچ آسيب ديده توفان زده اى بى پناه رها نشده است
***
پيش از من چنين نبود!
با من نيز چنين مكن!
***
از حرير لطف ات برنمى آيد
بر اين بيمار تب زده نبخشايى!
پيش از من بس آشفته پريشان حال
دل در اين در دخيل بسته اند
و شادان و كامران به نور تو پيوسته اند!
***
اى خدايى كه شرم شرم ساران را دوست مى دارى!
باز كن درِ بزرگ رحمت را!
رو كرده ام به تو اى اميد صبحدم
آفتابى كن منِ شب زده را!
پيشِ رو تويى اى تمام روشنى!
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و هفتم بهمن 1392ساعت 13:4  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام؛ يكى از شما از قول كسى نوشته بودند:
... خدا از روی خودخواهی، جهانی را آفریده که آدمی زاد براى بهشتی شدن یا حتی به جهنم رفتن هم -به سبک و سیاق خودش- عذاب می کشد! کلاً آدمی زاد عذاب می کشد!ما شده ایم بازیچه دست خدا! حکم عروسک خیمه شب بازی او را داریم!

براساس تعليمات معصومين و خود قرآن، ما براى عبادت خدا و شناختن او و دريافت مزدى كه براساس درجه معرفتمان حاصل مى شود خلق شده ايم؛ بهره مندى از وجود، يك امتياز است؛ معدوم بودن، يعنى هيچ بودن و يك محروميت است و موجوديت، يك نعمت؛ شما وقتى آستين بالا مي زنيد و چيزى مي سازيد، همان وقتي است كه مي خواهيد ضرب شستى نشان بدهيد و اثرى به نشانه حيات و توانتان از خود ابراز كنيد و فرياد زندگى سر دهيد تا از كوه دنيا پاسخ زندگى دريابيد؛ ازمسيراين چرخه، حيات و زنده بودن خود، يعنى همان موجوديت خود را وسعت بيش تر بخشيد و كمال والاتر يابيد.
خداى مطلقاً مهربار، البته كه دوست مى داشته مانور قدرت بدهد و ما را كه جامع ترين مخلوق او هستيم آفريده؛ هم او بر ما منت دارد كه برتر از همه آفريده هايى كه البته آن ها را به نعمت وجود امتياز داده، به زيور اختيار و به كمال عقل و به بسيارى يا حتى ريزه اى وچكه اى از همه توانايى هايى را كه خود دارد ما را ممتاز و متمايز ساخته و آموخته و ابزار و امكانات آن را تمهيد كرده تا راه كمال و تكامل بپوييم، بباليم، بروييم و تا حدود خود او بالغ شويم تا لياقت همجوارى او به كاممان بنشيند؛او متكبر است و تنها براى او اين صفت ناپسند، زيباست؛ اما بازيگر نيست كه عروسك بخواهد؛اين ها و مانند اين ها، نياز ناقصانى است كه به وسيله هايى چون عروسك آرام مي گيرند!! ...
حالا شما بگوييد؛ هر كس كه جرأت نگاه منصف و بى غرض را دارد بگويد:
آيا با اين بنياد، تلاش براى نيل به مقام الوهيت و رسيدن به مقصدى عالى چون همنشينى حق و وجود مطلق، عذاب كشيدن است يا زحمتى است براى كسب شهدى كه آب حيات و رمز جاودانگى و برترى؟! ...
طرح اشكالاتى از اين دست اگر تلاش صافى براى دانستن باشد، پسنديده است اما اگر با هدف تشويش اذهان و انحراف دل هاى مؤمنان نباشد، لااقل مقايسه كار خدا با خويش و قدرت ناقص و فهم كوچك انسانيست كه ناروا و نادرست است؛ با اين حال چنين مباحثه اى با هدف رشد و كمالى بيش تر، مبارك و شايسته است.
+ نوشته شده در  جمعه بیست و پنجم بهمن 1392ساعت 9:57  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام بينهايت ممنون همه همه شماكه سخاوتمندانه وصادقانه برنامه هاراميبينيد،ميآموزيد،تحسين ميكنيدونقدميكنيد؛من هميشه خودرابراى اين همه مهرونگاه،كوچك ميدانم وبراى نقدهاواحياناًتشرهاى بعضى ازشماممنونم؛...الهى بتونم اين دين رااداكنم بخوبى وبدرستى.

اين هفته ان شاالله آقاى دكترحاجى ابراهيمى عضوهيأت علمى دانشگاه علم وصنعت كه گاهى دربرنامه هاى گذشته ماحضورميداشتندوبسيارلطيف ودقيق ودلنشين ميبينندوبيان ميكنندمهمانمان هستند؛بحثمان دوروبرمباحث گذشته وبه اصطلاح بامحوريت تصحيح ديكته رفتارهامون هست؛فكرميكنم خيلى بپسنديدومريدشون بشيد...من خيلى دوسشون دارم وبيصبرم براى ديدنشون...اميدوارم شعرخانم صدرى محترم راهم بخوبى اجراكنم ورضايت ايشان شماوخدارابرانگيزم...خيلى مخلصيم!

ديدارتاحدود٨ونيم ونيزحدود١١ونيم سه شنبه٢٢بهمن

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و یکم بهمن 1392ساعت 0:58  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
گاهى كه زندگى سخت مى شود بر من

پاييز مى زند به باغ


گاهى كه زير بار سختى و درد

استخوان صبر مى سوزد


آرزو مى كنم

در همين روزهاى سردِ بى خورشيد

   «بيش تر شاكرت باشم»!


اى خداى روزهاى دشوارم!

اين كه دلتنگ ام ...

اين كه در رنج ام

   يك نشانه گوياست:

من هنوز هم هستم

هنوز در نگاه توام

تو رها نكرده اى مرا به حال خودم

****

در همين روزهاى طاقت سوز

آرزو دارم بيش تر شاكرت باشم


چه قدر دل خواه است:

هنوز هم هستم

هنوز در نگاه توام

هنوز به ياد منى

هنوز رها نكرده اى مرا به حال خودم

نيافتادم از چشم ات!

****

در كشاكش اين روزهاى رنج آلود

دوست دارم بيش تر شاكرت باشم!

+ نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم بهمن 1392ساعت 16:11  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام/اين سه شنبه بخش ويژه مخاطب نداريم؛ گوياويژه برنامه هاى دهه فجر دارن؛ آخرشب حدوداى يازده وربع بااستادبهرام پور حرف مى زنم؛ بناشده فرق عبادت وعبوديت، چگونگى انجام عبادت باحال و يك رمز تربيتى ميان خداوپيامبراسلام رو بحث كنيم؛ اگرهم شدچندپرسش شماها را ان شاالله.

اينم بدونين كه دونه دونه پياماى شما براى ما سرمايه وثروته؛ دست كم نگيريدوبرامون بنويسيد؛ حتى درحددوكلمه معمولى مثل خوب بود يابدبود!

مخلص همه شماوخداى كريم شما

+ نوشته شده در  دوشنبه چهاردهم بهمن 1392ساعت 15:9  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
كيستم من؟

   ايستاده بر فراز قله هاى آفرينش

   اما ... فرودآمده از بهشت!


بهانه بديع خلقت افلاك

           اما آلوده خاك!


كيستم من؟

    پذيراى بار امانتى عظيم

    تواناتر از آسمان ها و كوه و زمين

                                    اما اسير كين!


كيستم من؟

    گل سرسبد گلستانه

    اما بى خبر از جلوه و عطر و رنگ بهشتى خويش!

***

من خود ِ پروازم       اگر قدر بال و پر دانم

روح بهارم              اگر باغ و باران و بر بشناسم

من شكوه آفرينشم  اگر به اعجاز عشق ايمان بياورم

                          اگر به مهر حبيب درآويزم

+ نوشته شده در  سه شنبه هشتم بهمن 1392ساعت 22:20  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام..بدليل اينكه بسياربيش ازانتظاربااستقبال ازحضوروبحث استادابوالفضل بهرام پوربوديم اين هفته هم ان شاالله خدمت ايشان خواهيم بود؛ موضوع هم همان قربان صدقه پيامبربزرگ خداى متعالى است؛ اميدكه مفيدافتد.

قاعدتابخش مروربرپيام مخاطبان حدوداً٨/٣٠وبخش تحليلى حدوداً١١/١٥ازشبكه يك خواهدبود.

همين جاازيكى يكى شمابراى مهرى كه نسبت به قطعات استادارج مندخانم صدرى ومباحث وكليت برنامه داريدعرض امتنان ميكنم؛ازهمه عزيزانى هم كه به هربيان انتقادميكنندنيزممنونم براى اينكه به رشدوكمال ماكمك مى رسانند؛ براى همه شماصميمانه تمناى عزت دودنيارادارم.

+ نوشته شده در  یکشنبه ششم بهمن 1392ساعت 9:5  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
اى خدايى كه نزديكى!

من به مهر تو مشتاق ام

بيش تر بمان با من!


خسته و بى پناه و تنهايم

مثل بادى كه مجروح است

   از ستم هاى صخره و ديوار

من هواى دشت آرامش تو را دارم ...

    بر حرير سبز مهربانى تو

              بوزم نسيم آسا ....

****

دور مانده ام ديرى است

اين همه پريشانى …

اين همه زخم و بى قرارى و اندوه

دورى از شوق پرواز است؛


آن قدر مانده ام در حبس

   پر شدم از فريب قفس

دل سپردم به ميله هاى طلا

   به جلوه هاى عبث!

ياد برده ام تمام هستى من

شوق پرواز در آسمان تو بود!

****

اى خداى آسمان و زمين

اى خداى پرنده هاى اسير

من تو را از تو مى خواهم

باز هم شوق پرزدن دارم


اى خدايى كه مى بخشى

هر كسى هر چه مى خواهد

اى خدايى كه نزديكى!

بيش تر بمان با من!

بيش تر بمان با من!

+ نوشته شده در  پنجشنبه سوم بهمن 1392ساعت 16:57  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام. معيشت ونان وزندگى -به يك معنا- پوسته اى است ازيك مفهوم همسايه آسمان و متعالى؛ پوسته البته مهم وداراى نقش مخصوص خود هست امامهمترازآن، معناى زندگى وفهم آن معنا ورسالت ما دراين ميدان است؛اين،هرگزبمعناى انكاروپشت كردن بپوسته نبوده؛صدهاساعت ازوقت رسانه هاوميلياردهاثروت ديگر كشورمان مصروف همين پوسته اي هاست در حالى كه آن معناورسالت اصل است و نبايدغافل ازآن ماند! نقش وسهم واهميت هريك ازپوسته ومغزرابايدبشناسيم وبراى هريك بايدبه ميزان اهميتى كه دارد سهم بگذاريم!نبايدتحت تأثيرفشارهاى مختلف زندگى خودومردممان ازتوجه جدى به بنيادهاى مرتبط باكمال وجاودانگى خودبازبمانيم!هركس براى حل ورفع هر مسأله بايدبه سهم خود بكوشد، وظايف خوددرهرموردرابشناسدوبه بهترين شكل بوظايف خودعمل كند!

بهنگام بروز اختلاف نظردراين باره هم نبايدگذاشت روابط و دوستيهايمان پلى براى نزاع وتلخى هاشود!بكوشيم برپايه همين اختلاف نگاههابه جوشى شيرين برسيم تاخميروجودمان ورز ببيندوپخته شويم!دربكاربردن كلمات ونسبت دادنهابهم دقت كنيم وبه بارمعنايى كلمات بيانديشيم!

همه براى كمال انسانى والهى شايسته خودبكوشيم ودراين راه، هم به بعدحيوانى خودوهم به بعدالهى وربانى خودبنگريم ونسبت هر يك از اين دو بعد گوناگون رافراموش نكنيم؛وقتى چنبن باشد ديگررفتارى نخواهيم داشت كه معارض انسانيت،شرافت،كمالجويى وتكامل شايسته مان باشد!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و هفتم دی 1392ساعت 16:41  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
كاش من هم بياموزم

مثل باران- رسم رحمت را

مثل باران كه مى بارد بر در و دشت و كوه و كوير

مثل باران كه آيه لطف است

از كتاب لطافت تو!

****

كاش من هم بياموزم

از تو اى بزرگ سخى

مثل خورشيد- تابش را؛

مثل خورشيد كه مى تابد

گرم و روشن به پاك و پليد؛

از تو اى خداى مهربانى و لطف

تابش بى دريغ را بياموزم

****

خوب باشم صبور و كريم

   مثل تو كه ساده مى بخشى

    بر خطا و گناه و لغزش من!


كاش من هم بياموزم

از تو اين «رسم ستارى»

  چشم پوشم-

   ببخشم سهل

    آن چنان كه تو دوست مى دارى!

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و پنجم دی 1392ساعت 22:38  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام ازين سه شنبه درنظرداريم بانگاه به اخلاق ورفتارپيامبرماه وناز اسلام، بعضى ازكجرفتارى هاى فردى و اجتماعيمون رو بازنگرى كنيم؛ دوست داريم بدونيم شكل ومحتواى رفتارمون چقدر محمدى است و اگر ايشون امروز درجامعه وزمان ما تشريف داشتند به ما چه نمره اى مى دادند!

در اين جلسه دكتر رجبى دوانى تشريف مى آرن ؛ اين موضوع شايدتاآخرسال ادامه پيداكنه؛ دعاكنيدازشربدخواهان درامان باشيم.

به برنامه هم اعلام نظركنيدكه خيلى برامون مهمه ديدگلههاتونوبدونيم.

هميشه ممنونتونم

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و سوم دی 1392ساعت 12:19  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
گويا نسيم بهشتى است حب يار
بيدار مي كند «تمام مرا» به نام بهار
تا پاك و تابناك و خدايى شوم
تا رو كنم به تو
تا عاشقانه از تو- تو را طلب كنم
****
انگار هزار آفتاب تولاّ طلوع مى كند در من
تا بام نور شوم
تا دل به روشنى آسمان دهم

****
اين جا زمينيان
پاى در بند خاك اند
راهى به آسمان بايد...
****
در تمناى مهر آن دست ام
... دستى كه بگسلد از من هر آن چه غير خداست
  دستى كه دست مرا دست خدا دهد؛
  اين رسم شيدايى است!
يك راه روشن است
  از خاك تا خدا
****
همواره اى به من نزديك!
من هم هواى تو را دارم ...!

ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم دی 1392ساعت 10:55  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
راه گم كرده ى دشت ام

  دشت سبز رضاى خدا؛


تا به اين جا دويده ام بى تاب

  در هواى ضمان رضا!

*******

آمدم كه كفش تعلق را

  بدهم به كفش دارى تو


آمدم كه شفا يابم

  من بيمار به يارى تو

******

اين نياز و شور و اين غوغا

  مى برندم به بـــــــام دعا


مى رسد دست من به دامن دل دار

 باز هم مـــن و رضـــا و خــــــدا

********

دلشكسته، غريب و حزين

 تا به اين جا دويده ام بى تاب

  در هواى رضــاى آن يارام

.

.

جان جانـــان من

  مرا دريـــــــــــــاب!

+ نوشته شده در  پنجشنبه دوازدهم دی 1392ساعت 15:52  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
باز سجاده ام ستاره باران است

باز چشم هايى تر

  بار سنگين شرم سارى را

   مى برند تا اوج-

    تا به اوج رحمت تو!

*********

من نگاهى به آسمان دارم!

********

گوئيا پرنده هاى نماز

  بال در بال ابر مى سايند


يا كبوتران دعا

 در پناه تو آشيانه مى سازند!

**********

اى خدايى كه نزديكى!

  باز هم از «تو» سرشارم؛


هر زمان كه مى خوانمت با عشق

  اين «تويى» كه مى آيى

   با همه شكوه و جلال

    كنج ويرانه قلب ام

********

واى بر من!!

   من ِ فقير ِ حقير؛


من

  چرا نمى آيم

   -هر زمان كه مى خوانى-

   تا تو

      تا شكوه روحانى؟!

*********

من چرا نمى آيم؟!

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم دی 1392ساعت 12:55  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
سلام... به اميدخدااين شب ها اين هفته دوشنبه شب تا چارشنبه پى درپى پخش مي شه كه دوشب باحضورمحمدشجاعى وچارشنبه شب باحضورآقاى دكترخويى خواهدبود؛ دوشب اول بامحوريت انسان حرف مى زنيم وشب سوم باموضوع تولى وتبرى يادوست داشتن و دشمن داشتن! برنامه ها بعدازسريال شبكه يك هست واگروقت بدهندسرشب حدودهشت ونيم هم مرورى بر پيام هاى شما مى كنيم.

بابت نگاه هاى شما هميشه ممنونم.

+ نوشته شده در  شنبه هفتم دی 1392ساعت 19:54  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
اى خداى پاك توبه پذير!
پاك كن دفتر گناه مرا!

از سر سطر مى نويسم از امشب
  عاشقانه ترين مشق بندگى ها را

از سر سطر مى نويسم كه:
  رحمت تو
   مثل باران
    غبار مى شويد
      از دل من كه غرق اندوه ام
        آن زمانى كه از سر غفلت
          از تو و از خودم دورام!

مى نويسم كه:
  اى به من نزديك!
    «من» «فقط» زير چتر «تو» آرام ام

با تمام اميدهاى معصومم
    به بزرگى
      به صبر
       به مهر تو مى بالم!
******
مى نويسم كه:
  گرچه شرم سار گناه-
   سرفرازم كه «تو» خداى منى!
    شك ندارم
     پاك مى كنى دفتر سياهم را ...
       دست مى گيرى ...
        ياد مى دهى كه بنويسم
          از سر سطر
           مشق رحمانى ِ «تُباشِرُ قلبي»!
+ نوشته شده در  جمعه ششم دی 1392ساعت 15:31  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
اى حديث حُسنِ شيدايى!
اى هميشه رويا!
      هميشه مانا!
        هميشه جارى!
انگار تو هرگز كهنه نخواهى شد
انگار تو هرگز از يادها نخواهى رفت؛

تا طاق آسمان برپاست
تا سفره ى زمين پهن است
تا زندگى جارى است
شور شيدايى تو
    زينت دل هاست
************
انگار عابرانِ زمان
  باغ بانان طراوت تو شدند
   و تقويم ها
   بى وقفه بر جاودانگى توشهادتدادند
*************
اى شجاعتِ شريف!
   راز ماندگارى تو اين است:
      با آن چه داشتى
        با هرچه داشتى
          «تمام»، به صحنه ايثار آمدى؛

«اين» راز ماندگارى توست؛
اين جا «تمام» عشق
                   به نام تو تفسير مى شود!

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم دی 1392ساعت 21:57  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
نه چهل شام سوگ وار

كه قرن هاست

چشم تاريخ در تماشاى كربلاست

در تماشاى قامت رشيد حسين

كه تا هميشه بر فراز «بصيرت دين» ايستاده است؛


و قرن هاست

عشق از سمت كربلا مى تابد

از سمت خطبه هاى «جميل»

از ستيغ آن صبر بزرگ

كه صداى سرخ اش

بهت ستم را شكست!


نه چهل شام سوگ وار

كه قرن هاست

از بازوان ِ تر ِ عباس

باران عشق مى چكد بر آب

و مٓشك ِ تيرخورده بر شانه هاى ماه

شرمنده وقار و وفا و شكوه اوست!

**********

ما وارث آب روى اين آب و آفتابيم!


نه چهل شام سوگ وار

كه قرن هاست! ....

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1392ساعت 17:41  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
اى خدا!

رها نكنى لحظه اى مرا به حال خودم!

رها نشود به قدر چشم هم زدنى دستم از دستت!

نظر برنگير آنى از منِ پريشان حال!

***********

جز تو كيست با من از خودم مهربان تر؟!

اين غبار از نگاه من برگير

تا ببينم شكوه مهر تو را

تا ببينم چه قدر نزديكى

تا ببينم در اين پريشانى…

بازهم

رحمت تو

مى بارد

بروم زير بارانش…

********

اى خدا!

اين غبار از نگاه من برگير

تا ببينم چه قدر نزديكى!

+ نوشته شده در  سه شنبه سوم دی 1392ساعت 17:39  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 

ای خدای رویش بهار

ای خدای برگ‏ریز زرد

ای خدای ابرهای دل‏شکسته غریب

ای خدای بهجت و سرور

با من از خودم آشناتری!

....

آرزوها و رازهای من بر تو برملاست

چون به حال من

تو آگهی!

...

با تو

ساده می‏توان هزار راز و رمز ساده را گشود!

***

از تو خواستن سهل است

برای آن‏که خوب می‏دانی چه می‏خواهم!

دشوار است

چون می‏دانی چه هستم و چه کرده‏ام!

سهل‏ است

چون امیدها به نور تو

به رحمت تو دارم

سخت‏ است

چون مرا از ظلمت خودم بیم‏هاست!

خواستن از تو سهل است

چون ستاری!

جان‏کاه است

چون پیمان‏شکن و نافرمانم!

سهل است

چون رحم و رحمت‏ات بر خشم و قهرت پیشی گرفته!

سخت است

چون قدر نمی‏دانم

چون اهل نسیانم!

سهل است

چون «تو» خدای منی

سخت‏ است

چون «من» بنده توام!

***

اما میان این‏همه «سهل» و «سخت»

این «من»ام که «تو» را دارم،

«تو» را

با درهای همیشه باز بارگاه رحمانی‏ات!

***

من برگ‏ریز زردام!

تو خدای رویش بهارانی!

ای خدای دوباره شکفتن‏ها!

هوای بهجت بخشش تو را دارم!

* سلام... ببخشیدنشدزودتربذارم... ازسرکارصدری ممنونم... از شما برای جوشاندن شیرین اینجا ممنونم... سه شنبه بعد هم باز دکتر طباطبایی میان و درباره سال های عمرمبارک امام حسین می گویند... مخلص همه شمام!

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم آذر 1392ساعت 3:51  توسط علی درستکار- اين شب ها! | 
 
صفحه نخست
پروفایل مدیر وبلاگ
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
تأسیس وبلاگ به نظرم مفید و در عین حال یه‏جور همراهی با ذائقه بچه‏های امروزه؛ رسانه‏ای که شاید بشه باهاش یه‏کارای خوبی کرد که بدون اون نه!

پیوندهای روزانه
فرزندانمان را مال خود بداریم
از ده و ده تا ... فیتیله جمعه تعطیله
برنامه‌های مذهبی تلویزیون برای رضای خدا پخش نمی‌شود
زندگی دینی فقط نماز و روزه نیست
بيننده كلمه به كلمه قلب مجري را مي خواند
«آی آر آی» بی «بی‏سی»
پاس‏باني پارسي با کيست؟
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
اردیبهشت 1393
فروردین 1393
اسفند 1392
بهمن 1392
دی 1392
آذر 1392
آبان 1392
مهر 1392
شهریور 1392
تیر 1392
خرداد 1392
اردیبهشت 1392
فروردین 1392
اسفند 1391
بهمن 1391
دی 1391
آذر 1391
آبان 1391
مهر 1391
شهریور 1391
مرداد 1391
تیر 1391
خرداد 1391
اردیبهشت 1391
فروردین 1391
اسفند 1390
بهمن 1390
دی 1390
آذر 1390
آبان 1390
مهر 1390
شهریور 1390
مرداد 1390
آرشیو موضوعی
خبر
گفت‌وگو
یادداشت
این شب‌ها
پیوندها
فرهنگ و ارتباطات-دکتر آشنا
پرده
گاهی با هم حرف بزنیم
مرصاد
باتوتاخدا
شاعرانه عبدالرحیم سعیدی راد
قاصدک شب
شهاب مرادی
آمین!
زیرنورماه!
بهار نارنج
ن والقلم ومایسطرون
پایا
ببچه های جنگ
راشودا
هفت وادی
پنجره
اینترنت و رایانه
هیروگلیف
پروانگی
خنده برای همه
این جاشب نیست!
کورش علیانی
محله من
زرافه خوش لباس!
بحرآتشین!
عابر
فاخته
کوچه بنی هاشم
قل هوالله احد
یاذیللرم(ترکی-فارسی)
قطره بارون
جریان
میوه فصل
من نوشتن و زندگی
ازریشه تاهمیشه
مستم
تنگ و یک ماهی!
یلدا
فداکاران جهان
چشمک
خطوطى براى آينده
جریان
نجات
خط خطی
آزادراه!
فاش ... هنروسینماو...
این جا کسی بیدار نیست
دل نوشته هام
درباره امام هادی -علیه السلام-
نردبان دانش
عمار
خداباران
‡ باشد ‡
و آی عشق...ادرکنی!!!
یک ذهن متشخص
بلا --- تریکس
دلنوشتک
نجوای ماه
اقليم اقليما
وبلاگ گروهی دانشجویان امور فرهنگی
تا ته دنیا رها ....
فعلا! هستیم
الله نورالسماوات والارض
توحیدصمدی قرانی
یاران چمران
مرد جهانی:آشتی با امام زمان
لهجه شیرین سقی
خیرالزاد
آقامحمدهستم!
گاه نـوشته هایِ ناصرهلالی
عطار نامه
گنجینه ای از بهترین ها
بوی خاک باران خورده
تنها خواهم رفت
بر بال های آرزو مرا دنبال کن
ای بابابی خیال غم وغصه
روزگار نو
من ِ او
باغـــــــچه
وب گروه G5
دوس دارم منو دوس داشته باشی
شرحه شرحه
حجت الاسلام محمددهقان
موضوع آزاد
تـــســنیم
ایاک نستعین
صهبا
خورشید ایران اسلامی
یک مشت خاک...
دنیای این روزای ما
همه چی درهمه
|مجنون بی لیلی|
فراق نامه
کیمیای سعادت
یه کوچه محبت کوچه رادیو
باخــــــــــدابودن عالمــــی دارد
من لی غیرک...
روش تحلیل سیاسی!
شرح پریشانی من
علویون
وقت طرب
عهد جاوید
ما تو این دنیا (مسافر خونه)چی کارداریم ؟
در سراشیبی صبح
صحن مجلس-شعر و...
نامه هایم به خدا
مقتدایم امام خامنه ای است
سایه روشن
باغ اندیشه ها
بسیج مدرسه عشق است
عشق و امید
صندوق خیریه هیئت انصارالمهدی(عج) شهر برزول
چ درد دارد این نوشته ها!
پرسیدم عشق چیست
زبان و زندگی روزمره - صدای خاموش
تمام آسمان من پر از شهاب می شود
نوستالژی نصفه کاره
کلبه ی تفکرات
سخن نو
ستـاره سـهیل
نسیم بهار
نقطه صفر مغزي
پـــــــــــــــــــــریـــــــــــا
بَــــلــوْچـانی زُبـان
دل نــوشــته هـای ِ دخــتـر مـردادی
روز نوشت
قرص قمر
ترنم شمع
شاعرانه های من
سال دومی های سمیه
آینده روشن است البته اگه تو بخوای
باران نم نم
عاشقانه هایم
گاهی، با هم حرف بزنیم
پايگاه اطلاع رساني وهابيت
دیـــوار نـــویــسی هــای یـــک فـــراری
کبوتر و باز
منم وبلاگ دارما‏(‏هرچی شمادوست داری‏)
زندگی من= (خودآگاه + ناخودآگاه) من
عاشقانه
نوای کربلا
آوای باران
وقتی خدا به تو چشمک می زند!
سرزمین دوستی و آزادی
همکلاسی
یا امام رضا علیه السلام
تاخداهست غمی نیست
فقط یه لحظه
روستای میرجان
AlOnE but FrEe
وب نوشت سیدجوادمیرخلیلی
خیمه گاه فاطمیون
انتهای یک جاده
مکتوب
مهرآوا
مثل من...مثل تو
شاعرشنیدنی ست ولی میل میل توست
می نویسم برای مردی که 4گوشه قلبش شکسته
بکـــــارت قلــم
صهبا
تیم فوتبال فرهنگی ورزشی ستاره سرخ آریا
ما هنوز منتظریم...
دل نــوشــته هـای ِ دخــتـر مـردادی
دل نوشته هام
روزنوشتــــ ـهآیِ من
خاطراتم
بابکان
صدای سکوت شب .. تنهایی
کیکاووس یاکیده
راه اندیشه،راهی به سوی بی نهایت
شب و صدا
٣ تفنگدار
☀ روے مـפج خـآطـره هـآ ☀
یادنامه سردار شهید محمدرضا فردچیان
تراوش...
یکی بود و دیگر هیچ
یادتوسایبان آرامشم
عفیفه-بسوی دوست
شـهـید مـحـمـدغـفـورمـحسـنی
کار خوب
تین تینی
معبر صفر و یکی ها
نازنین نازنین ها
شرح درد اشتیاق
چارطاق
پیشکش به ساحت مقدست
انتظار مذهبِ اعتراض
معرکه مرگ و زندگی
فیـــــــــــــروزهـ بــــــــــــــارانــ
اوراق ِ بهادار
بارون
حرف هایی برای گفتن
ما هیچ,ما نگاه
وارش مهر
محفل خصوصی
کلام امیر
لبخند زندگی
شريعه
نفس های یک دختر خوشبخت
بابای قصه ها
خــــــــــــــــاطــــــــــــره هـــا
مجله اینترنتی یزدی ها
نقد عالی مســـــــتدام...
نامه هایی به مقصد بهشت
پاتوق جوونای قرن20ویک
portal
!!!...همین که گفتم
فریاد هایــم از غاریـ کوچک و بــا صفا
تا سلام تو
وبلاگ رسمی محسن دیناروند
یه شب ماه میاد
راست قامتان
تــــرانـه جــــوانـی
سر نبش
بابکان
مطالب حکمت آموز
فرياد
ادبی اجتماعی
persian gulf
یکی بود و دیگر هیچ
***نسیم جوانی***
ساده
سوژه نگار
آسمان می خواهی؟! بالهایت را باز کن!
جنبش مدثر
سحر افتاده
(; چِشـــمـk ;)
راست قامتان
پیله
فریاد هایــم از غاریـ کوچک و بــا صفا!
کئفلی ایسکندر
راح روح
* ای آدمی بگریز *
قرآن
از جنس نور-پروازتاخدا
!مقصد قاصدک ها اینجاست!
کفشدوزک باران خورده
جمهوری اسلامی ایران
ملکات
پیشکش به ساحت مقدست
سوژه‌ ی قاصدک ‌ها
اینانا
مقتدر مظلوم
کهنه‌سرباز عجول
تنواء
بازرگان مدیسه
گزارش یک زبان شناس
چلچلك
لیلی قصه های بی مجنونم
کفشهای دختری در برف
هنوزدرسفرم....
نوشته هاى ي دانشجو
كويريات
کبریایی
انتظار مذهبِ اعتراض
باشگاه هواداران همایون شجریان
تريبون آبى
روزهــــ♥ـــاے بــــ♥ــے تـــ♥ــو
پرنیان
نواى نى
آخرین پلان
شهيدكاظمى
فرزند خاكـــــــــــــــــــــــ
مرتضى عاكف
ياوران حضرت مهدى عليه السلام
اُولوالاَلباب
شمعی رو به باد!
ابیات خاکی
!!!خاطرات یکـ مهنـدص باصــواد !
پايگاه علمى المنير
كتابت-كتابهايي مفيد
خلوت
درباره معمارى ومنظروباغ ايرانى
شجره طيبه صالحين
تا سلام تو
مكتب وحى درمنظرجوان
زنی با عینک موجدار
شاه نشين خيال
قاطى بال پروانه ها
قدم بر ترانه ی سکوت
روزهای امید
جوهر
طالب
دفترچه‌ی آبی
يادداشت های فراموش شده
فقط ى لحظه
هر جای دنیایی دلم اونجاست
یادگار دوست
يااباصالح أدركني
حرف دل
برای تو
سبوى ني نوا
رژیم لاغری گروهی
زنده بودن را به بيدارى بگذرانيم
انتظار
يارتا
جوان شوركايى
تى وى چارچار
تشنه ديدار
...زنی برایت شعر می بافد!
سربازعقل ومفتون عشق
خمار مستی
لباس شُکر
علی
گیسو نگاره
ديوارنويسى يك فرارى
حال وهوا
اشارت يك
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM