يك جور نگاهِ يك رهبر
١- با بالا آمدن هر صبح در افريقا، آهو از خواب برمى خيزد در حالى كه مى فهمد كه بايد از پرشتاب ترين شيرها پيشى بگيرد؛ وگرنه سرنوشت او هلاكت خواهد بود.
٢- با بالا آمدن هر صبح در افريقا، شير از خواب برمى خيزد در حالى كه مى فهمد كه بايد با كُندپاترين آهو دشمنى كند؛ وگرنه گرسنگى، او را هلاك مى كند.
٣- مهم نيست كه شير هستى يا آهو؛ لازم است كه با دميدن هر صبح، تندتر از جز خود بِدَوى تا پيروزى، واقع شود.
٤- تحقق پيروزى، محتاج تعهدى درست در زمانى درست است؛ تعهدهاى درست ما در سى وچند سال گذشته، بنياد پيروزى كشورمان بوده است و به يقين، قرارهاى جديد، اساس پيروزى ما در آينده خواهد بود.
٥- هر كسى حق دارد آرزو كند و چشم انداز و هدفى داشته باشد و زمان مشخصى براى رسيدن بدان هدف را مشخص كند.
٦- همه رهبران، آرزو دارند؛ اما رهبر حقيقى، كسى است كه آرزوى خود را چشم انداز قرار مى دهد و چشم انداز، حقيقت است؛ رشد است؛ جرأت و جسارت است؛ انجام ناممكن است؛ گفتنِ: «ما مى توانيم تمام اين را انجام دهيم» است؛ اعتماد به خدا و مردم و به دنبال آن، گفتن: «تمام اين را ـ به اذن الله ـ محقق خواهيم كرد» است.
٧- چشم انداز، روشنى هدف و پس از آن، تحقق آن با اراده و كنندگى و شتاب است؛ اصرار بر تداوم كار است تا زمانى كه فرزندانمان ببينند كه كشورشان شاخص ترين مركز جهان شده است.
(سلام؛ خودم ترجمه كردم؛ اگر كمى تاب داره مال اينه كه تو انتقالش به فارسى گير داشتم!… مخلص همگيتونم)
+ نوشته شده در جمعه بیست و دوم اسفند ۱۳۹۳ ساعت 15:32 توسط علی درستکار
|