ى چیزایی از و درباره علی درستکار
 

يا مَن يُعطي …!

سلام؛ رجب عزيز كه هر بار در هر سال مرا در بر مى گيرد و من هر بار از بوى حلول و حضورش جانى دگرگون مى گيرم، امسال هم تشريف فرمود؛ … قدم بر چشم، عزيز ماه!
 
اين عبارت ژرف در «يا مَن أرجوه» پس از هر نماز رجب جان، از ديرباز دلم را نسبت به منادا و معبود -متعالى- برده است:
 
«يا مَن يُعطي مَن سَألَهُ يا مَن يُعطي مَن لَم يَسأَلْهُ و مَن لَم يَعرِفهُ تَحَنُّناً مِنهُ وَ رَحمَةً»: (اى آن كه بدان كس كه گدايى اش مى كند مى دهد و به كسى هم كه از او تمنا نمى كند و او را نمى شناسد، از روى مهر و رحمت، مى دهد!).
 
اين كه خداى ما نسبت به كسى كه از او طلب كند و كسى هم كه از او نخواهد و اصلاً او را نشناسد تا بخواهد يا نخواهد يك سان عمل مى كند و به هر دو «مى دهد»، برايم معرفت افزا، تأمل انگيز و بسيار ويژه بوده است! … كجا، كى و براى كى چنين اربابى هست كه حتى به بنده اى كه او را نمى شناسد و از او نمى خواهد هم عطا كند؟!؟!!! … ما اما چنين پرورنده نوازنده و كريمى را داريم! …
 
رجب جان و دعاهاى جانانه و حريرى آن را فرومگذاريم!

بازنگرى باورهايمان!

سلام

مطلبتون رو دارم در یک نصف شب از کانادا توی آفیسم تو دانشگاه میخونم (که قراره تا صبح هم همین جا بشینم و با زبون خوش کارمو بکنم). خیلی وقت بود که به صفحتون نیومده بودم؛ مطلب جالبی بود و شاید تذکری هم برای من بود.
باورهای آدمها نیاز به بازبینی داره - مثل الان من که اگر خدا به دادم نرسه داشته هام (اگر واقعا داشته بوده اند) از دستم خواهند رفت....

سلام؛ ميلاد حضرت فاطمه و روز زن براى همه شما به ويژه بانوان حق-دوست خجسته و فرخنده باد!

متن بالا، پاره اى از نوشته هاى عزيز دقيق و رقيقى است كه او را هم البته نمى شناسم اما از نظر باريك او در جمله: «باور آدم ها نياز به بازبينى دارد» را خيلى دوست داشتم و در اطرافش، از چند منظر، حرف هايى دارم!

اما چون نصف شبى حوصله ندارم عجالتاً تا همين جا را بداريد تا بارى ديگر.

مديون شمام

مى گم كه …:

سلام
سال نو براى همه شما خيرمندتر از هميشه باد؛ عزادارى شما هم قبول حق.
گاهى مى بينم در طول عمرمان، چه كم موضوعى است كه براى بار اول مى آموزيم! اغلب، آموخته هايمان را بازمى آموزيم، يادآورى مى شويم و به تعبير دينى، تذكر مى گيريم.
تذكر، عنصرى است كه در قرآن عزيز، فراوان، مستقبم و غيرمستقيم بر آن تأكيد شده است؛ پس فهم اين معنا، مهم است.
در اين جا توجه به دو نكته مهم ضرورى است:
١- ما در مواجهه با تذكر بايد تن به دريافت آن داده، نيازمندى خود به تذكر را قبول كنيم؛ حتى اگر يقين داريم كه چيزى را بسيار خوب و كامل بلديم و جايى براى دريافت تذكر نداريم!
٢- بايد با حالت هوشيار و آماده، هر تذكرى را دريافت كنيم؛ هوشيار به اين معنى كه وقتى با مطلبى برمى خوريم، بايد جوينده و مراقب بُعد نوينى در آن باشيم و نيز بايد باور داشته باشيم كه هر مطلب و موضوع، آن قدر و آن طور پيچيده هست كه بشود هربار و هروقت بُعد تازه اى را در آن يافت و از جهتى متفاوت بدان نگريست.
به ذهن خود رجوع كنيد! لابد هر كداممان تجربه(ها)يى داريم كه وقتى مطلبى را كه عمرى آن را مى دانستيم و كسى آن را به ما يادآورى كرده يا حتى ناخواسته مورد توجه دوباره امان قرار گرفته است، ريزه - تازه اى در خود داشته كه جالب و استفاده كردنى بوده است.
منظورم از توضيحات بالا، همين گونه توجه به هرچه كه مى شنويم، مى خوانيم يا مى بينيم است تا بباليم.
مى دانم كه در اين باره توضيحات بيش ترى لازم است؛ اما فعلاً بس مى كنم.
 
  BLOGFA.COM